حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2042

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

بخواهى در اين‌جا روزى چند بمانى از جهت نبودن آب و آذوقه نخواهى توانست اين كار كنى و ديگر تو قادر نيستى وضع زندگانى ما را تغيير دهى و اگر هم چند نفر اسير بگيرى ، اين‌ها بردگانى خواهند بود ، كه نخواهند توانست ، در تحت قانونى ديگر زندگانى كنند » . دمتريوس پيشنهاد نبطىها را پذيرفته ، لشكرش را از پطرا دور كرد و بعد فرستادگانى خواسته عهد صلح بست . پس از آن بساحل درياچه آسفال‌تيت « 1 » عزيمت كرده و از آنجا بنزد پدرش رفت . آن‌تىگون ، پس از اينكه از گذارشات آگاه شد ، پسرش را از عقد صلح سرزنش كرده گفت ، اين بيگانگان آشتى را بر ضعف تو حمل خواهند كرد ، نه بجوانمرديت و بعد راجع بدرياچه قير پنداشت ، كه ميتواند عايدات زيادى از اينجا بردارد و با اين مقصود هىيرونيم « 2 » مورّخ را مأمور كرد ، كه قير اين درياچه را حمل كرده ، بانبارهائى براى فروش بريزد . او كشتىهائى ترتيب داده به اين كار پرداخت ، ولى اعراب بعدّهء 6000 نفر در كرجىهائى ، كه از نى ساخته بودند ، حمله كرده تقريبا تمام كسان هىيرونيم را كشتند و آن‌تىگون ، چون كارهاى مهم‌ترى داشت ، اين قضيّه را ديگر تعقيب نكرد ( ديودور ، كتاب 19 ، بند 96 - 100 ) . در اين وقت نامه‌هائى از نيكاتور و از ايالات آسياى عليا به او رسيده بود و اينها بهره‌مندىهاى سلكوس را خبر ميدادند . آن‌تىگون بر اثر وحشتى ، كه برايش دست داد ، دمتريوس را با 5000 نفر پياده مقدونى و 10000 سپاهى اجير و 4000 سوار به بابل فرستاد ، تا آن ايالت را تسخير كرده بسوريّه برگردد . پاتروكل « 3 » والى سلكوس در بابل ، چون عدّهء قواى دشمن را ديد ، نخواست جنگ كند و از بابل بيرون رفته در كوير پنهان شد . بعض دوستان سلكوس هم با آرخه‌لائوس « 4 » نام بيرون رفتند و برخى بخوزستان درآمده در كنار خليج پارس توقّف اختيار

--> ( 1 ) - Asphaltite ( درياچه قير ) . ( 2 ) - Hieronymus . ( 3 ) - Patrocle . ( 4 ) - Archelaus .